شيخ حسين انصاريان

181

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

اى خداوند لطيف بى نظير * اين ز پا افتاده را خود دستگير رحمتى فرما ز رحمتهاى خاص * اى كه جز از رحمتت نبود خلاص تا سزاى خدمت سلطان شوم * لايق درگاه شاه جان شوم ( مولوى ) خواستگارى از حضرت خديجه عليها السلام چون مجلس ازداوج با شركت بزرگان طرفين بر پا شد حضرت ابوطالب جهت خواستگارى ، خطبهء زير را خواند : « سپاس خداوندى را كه ما را از ذريّهء ابراهيم و فرزند زادگان اسماعيل قرار داد ما را از اركان مَعَد و عناصر اصلى قبيلهء مُضَر و پاسداران خانهء خود و خدمت‌گزاران حرم خويش شرافت داد و براى ما خانه‌اى اختيار فرمود كه همگان به سوى آن مىآيند و آن حرم امن است ، سپاس بر او كه حكومت بر اين منطقه را به ما عنايت كرد . همانا برادرزاده‌ام محمّد صلى الله عليه و آله با هيچ مردى مقابله نمىشود ، مگر اين كه سنگين‌تر و برتر است و اگر هم از نظر مال دنيا فقير باشد مهم نيست كه مال سايهء زود گذر و چيزى است كه دست به دست مىشود . محمّد صلى الله عليه و آله را خوب شناخته‌ايد و قرابت او را مىدانيد ، خديجه دختر خويلد را خواستگارى مىكند و كابين او را آنچه مربوط به حال و آينده است از مال من داده ؛ سوگند به خدا كه از اين پس خبر او بزرگ و گران قدر خواهد بود » . خديجه بانويى عفيف و مهربان و صميمى بود ، زنى هوشيار و دانا بود ، به محمّد صلى الله عليه و آله گفته بود دوستت دارم ؛ و راست گفته بود . اين زن در اين ازدواج ، مقام اجتماعى خود را تا همسرى با يك جوان كه به محمّد يتيم مشهور بود به پايين كشيد ، ولى خودش مىدانست كه مقام معنويش را